|
||
هِے لاس با سیگار، در خانه اے تاریک
+
تاریخ | دوشنبه 93/10/8ساعت | 7:17 عصر نویسنده | عسل
|
بدون نظر
چه بد کردم در حق خودم که هر کسی را دوست دانستم با هر کسی درد دل کردم چه بد کردم که ساده گی کردم درد دل کردم حرف زدم حس کودکی را دارم که میان دوستانش تنها گوشه ای ایستاده و میگرید و به او میخندند دیگر دوستتان ندارم دیگر حرف نمیزنم حالا بخندید اگر اندوه دیگری شادی شماست تا ابد بخندید ...
کپی ممنوع.. هیچ کس قلب کوچکم را لمس نکرد.. هیچ کس ارامشم نشد .. هیچ کس اندوهم را از پس لب خندانم ندید.. هیچ کس نفهمید عسل بودن به اندازه کافی تلخ بود که دیگر نخندم.. عسل بودن تلخ بود چون با کام تلخ باید شیرین میبودم با همه اندوهم میخندیدم هیچ کس پای دلم ننشست..
(کپی ممنوع)
|